تبليغاتX
زندگی برای خویش
اگه کسی دروغ گفت،بشناسیم اش...!!!


شنیدین که میگن چشمای آدما دروغ نمی گه؟!

بدن انسانها به خاطر ارتباط شدید عصبی-کلامی که داره نسبت به ذهن و سیگنالهای فرستاده شده  عکس العمل نشون می ده.

یه مثال ساده اینکه وقتی افراد شروع به تجسم و شکل دهی مطلبی در ذهن می کنند ، بطور کاملاً ناخود آگاه ،  مردمک چشم شان به سمت چپ-بالا منحرف میشه . از این رو، آدما وقتی دارن دروغ می گن و از قبل برای اون دروغ صحنه سازی نکردند ، مردمک چشم شان اونا رو لــــــــــــو میده !!!

می تونید امتحان کنید.

به محض اینکه احساس کردید طرف مقابلتون داره مثلاً  درباره ی رفتن اش به  مکانی بهتون دروغ میگه،ازش بخواهید از اون مکان یا اتفاقاتی که افتاده با جزئیات بیشتری صحبت کنه ( به قول معروف ، سوال پیچ اش کنید ) ، حرکت چشماش رو زیر نظر بگیرید ! اون خودش رو لو میده! چون اگه واقعا به اون مکان نرفته باشه احتیاج به صحنه سازی ذهنی داره.

نمی دونم این مطلب در مورد افراد چپ دست صدق می کنه یا نه ؟! اگه کسی می دونه بهم بگه ...


|+|
نوشته شده توسط ریحانه در سه شنبه نوزدهم آذر 1387 و ساعت 15:5
تست چاکرا ها

سلام عزیزان

چند وقت پیش به یه تست جالب برخوردم.با اینکه خیلی سرسری به سوالها جواب دادم اما نتیجه ی دقیق و جالبی داشت.خواستم شما رو هم بهره مند کنم،اما این سایت اینقدر تدابیر امنیتی اش بالاست که هیچ جوره نمیشه از مطالب اش کپی برداری کرد.

اول تصمیم گرفتم به ترتیب، ترجمه سوالها رو براتون بنویسم اما بعد متوجه شدم هر بار که وارد صفحه ی تستها می شیم ترتیب سوالها تغییر میکنه!!! من هم مجبور شدم هم سوال رو بنویسم هم جواب! البته با یه نگاه مفهوم کلی سوال رو خودتون موتجه می شید و احتیاج به دقیق شدن نیست اما هر کدوم از  که نتونستید معنیش رو بفهمید بگردید از بین متن زیر پیداش کنید.می دونم اعصاب خورد کنه ولی در عوض به یه شناخت کلی از موقعیت جسمی و روحی خودتون می رسید. البته می تونید سوالهارو در حالت آف لاین هم علامت بزنید و وقتی دوباره به اینترنت متصل شدید بدون رفرش کردن صفحه، روی دکمه ی نتیجه کلیک کنید.

 لینک ( تست چاکراها )

اینم سوال و ترجمه (البته ترجمه ها خیلی کلی و مختصره.ببخشید دیگه انگلیسی ام دست و پا شکسته است):

 

 

Do you tend to hide your emotions, keeping a poker face?

آیا شما احساسات خودتون رو پنهان می کنید؟چهره ای خشک و بی حالت دارید؟

Do you regularly avoid particular situations?

از مقام و موقعیت اجتناب می کنید؟   

Do you express yourself through some art form (music, painting, singing, etc) or other creative way?

با پرداختن به کارهای هنری( نواختن ، آواز خواندن ، نقاشی کردن و دیگر کارهای خلاقانه) انرژی خودتون رو تخلیه می کنید؟

 Do you always give so much love to others that you forget about yourself?

اغلب آنقدر به دیگران محبت می کنید که خودتون رو فراموش می کنید؟

Do you rely a lot on your intuition?

کاملاً به حس شهودتان متکی هستید؟

Do you see everything that happens to you as lessons for you to learn?

آیا شما به اتفاقاتی که برایتان رخ می دهد به عنوان یک تجربه در زندگی نگاه می کنید و ازاونها درس می گیرید؟

Do you communicate well in writing?

به راحتی از طریق نوشتن ارتباط برقرار می کنید؟

Do you feel at home everywhere?

هر جایی که باشید مثل خونه ی خودتون احساس راحتی می کنید؟

Do you feel at home everywhere?

در روابط تان با دیگران سازگار هستید؟  

If you're having a conflict with someone, are you considerate of that person's pain?

 اگه با کسی دعوا و کشمکش داشته باشید،مراقبید که به اون صدمه وارد نکنید؟

Do you frequently have good, original ideas?

 عموماً ایده های بکری دارید؟

Do you find it easy to recall your dreams?

در مواقع لازم می تونید جسور و سمج باشید؟

Are you always able to be assertive when necessary?

به راحتی خوابتون رو به خاطر می آورید؟

Are you creative?

خلاق هستید؟

Do you have visions or premonitions?

توانایی پیشگویی( به عبارتی حس ششم) دارید؟

Do you always feel grounded, present and unshakable?

راسخ و غیرقابل تغییر هستید؟

Do you find it difficult to visualize things?

تجسم کردن ( چیزی در ذهن ) برای شما مشکله؟

Do you find it difficult to visualize things?

با طبیعت دوست هستید؟

Are you friendly by nature?

در صحبت کردن محتاط هستید؟

Do you tend to talk very much?

به حس بصیرت دیگران اعتماد می کنید؟

Do you often rely on the insight of someone else?

به نظرتان رسیدن به افرادی که از شما خیلی بزرگتر و جلوترند غیر ممکنه؟

Are you aware of being the expression of something much bigger than yourself?

از نیازها ، خواسته ها و نخواسته هاتون (!)  مطلعید؟

Do you fantasize a lot?

خیالبافید؟

Do you feel you can express your sexual feelings?

می تونید احساسات سکسی تون رو بیان کنید؟

Do you express your feelings freely, letting them flow without holding back?

خواسته ها و نیازهاتون رو به راحتی و آزادانه بیان می کنید و به اونها اجازه ی دنبال شدن می دید؟

Are you able to extend an attitude of compassion to others and yourself easily?

قادر به ابراز همدردی با دیگران هستید؟ (برای دیگران یا حتی خودتون دلسوزی می کنید؟)

Are you quite attached to anyone or anything?

به راحتی به کسی یا چیزی وابسته می شوید؟

Are you always feeling secure?

غالباً احساس بی باکی یا به عبارتی پشت گرمی می کنید؟

Do you feel you really inhabit your body?

با کالبد و جسم تون در راحتی و آرامش زندگی می کنید(با وضعیت جسمانی تون کنار آمدید؟)

Do you often exercise self-restraint?

خویشتن دارید؟

Do you worry about your financial situation or the safety of your home?

اغلب نگران وضعیت مالی یا ایمنی خود هستید؟

Do you worry about your financial situation or the safety of your home?

به جای اینکه فی البداهه عمل کنید قبل از قرار گرفتن در موقعیت ها به اونها فکر می کنید؟

Do you usually feel in control of the situation while in a group?

احساس مدیریت و کنترل موقعیت در گروه می کنید؟

Are you good at developing insight?

قوه ی بصیرت و درون بینی دارید؟

Are you a very emotional and passionate person?

احساساتی و پر شور هستید؟

Do you love most people?

اکثر مردم رو دوست دارید؟

Are you withdrawn or lonely, or do you keep people at a distance?

انزوا طلب هستید و از مردم فاصله می گیرید؟

Do you feel comfortable with both intimacy and lust?

قادر به برقراری یک رابطه ی نزدیک به همراه بیان تمایلات جنسی هستید؟

Do you generally feel free to act upon what you want?

احساس آزادی عمل می کنید؟

Do you have such a strong will that you always dominate situations?

وقتی به موقعیتی غلبه می کنید احساس رضایتمندی و قدرت می کنید؟

Do you feel connected to the universe and everything which is around you?

با کائنات احساس پیوستگی و ارتباط می کنید؟

Are you a team player?

عضو تیم ورزشی خاصی هستید؟

Do you find it so difficult to express the things you want and feel, that you talk little about that?

براتون سخته که احساساتون رو بیان کنید؟

Do you trust most people?

به اکثر مردم اعتماد می کنید؟

Do you communicate well, balancing talking and listening?

به خوبی قادر به ایجاد تعادل بین صحبت کردن و گوش دادن هستید؟

Is your voice loud and clear?

صدای شما بلند و واضحه؟

Do you have a well-developed self-awareness?

ناخود آگاه توسعه یافته ای دارید (والا منم منظورش رو نفهمیدم!)

Are you self-confident?

اعتماد بنفس دارید؟

Do you tend to be ashamed of your impulses?

اغلب از تکیه بر خواسته های نفسانی تون پشیمون و خجالت می شوید؟

Are you good at thinking in words, symbols and concepts?

به خوبی می تونید مفاهیم رو از طریق صحبت کردن به دیگران برسونید؟

Do you accept everything that happens to you, surrendering yourself to life?

به راحتی با اتفاقاتی که در زندگی میفته کنار می آیید؟

Do you feel a strong need to be emotionally connected to people?

آیا شما شدیداً تشنه ی ایجاد روابط احساسی و عاطفی با دیگران هستید؟

Do you feel that coincidence is often meaningful and intended, and not random at all?

فکر می کنید انطباق کاملا پر معنی و آگاهانه است و به هیچ وجه رندمی و اتفاقی نیست؟

Do you tend to be passive and indecisive in social situations?

در جمع همیشه تابع و تاثیر پذیر هستید؟

Do you feel nervous easily, or do you regularly avoid situations that might make you nervous?

به راحتی عصبی می شوید و دائماً از موقعیت هایی که شما رو عصبی می کنه پرهیز می کنید؟

Are you very careful to whom you express your love, so as not to get hurt?

آیا شما در برابر معشوق تون کاملاً با احتیاط رفتار می کنید ( مراقبید که بهش آسیب نرسه)؟

 


|+|
نوشته شده توسط ریحانه در یکشنبه هفدهم آذر 1387 و ساعت 2:23
یه تمرین ساده...

یه سلام گرم خدمت دوستای عزیز

می خوام این بار یه تمرین ساده معرفی کنم برای بالا بردن قدرت بینایی که در اصل  به متعادل کردن چاکرای پیشانی (چشم سوم) کمک می کنه .زود میرم سر اصل مطلب وقتتون گرفته نشه.اگه سوالی بود تو نظرا بگید.در خدمتم.

روی یک کاغذ سفید، دایره ای به قطر1 سانتی متر به رنگ مشکی بکشید و دایره رو کاملا سیاه کنید طوری که هیچ نقطه ی سفیدی باقی نمونه. کاغذ رو به نسبت قد خودتون روی دیوار سفید بچسبونید طوری که وقتی به حالت چهار زانو(به فاصله 1.5 متری از دیوار) روی زمین می شینید نقطه دقیقا رو به روی صورت شما باشه.

بهتره این تمرین در نور نسبتا کم انجام بشه.نه زیاد روشن و نه تاریک.

حالا سعی کنید با نگاه مرز بین سیاه و سفید دایره رو جهت عقربه های ساعت حدود 40 بار دور بزنید،بعد از اون بدون مکث 40بار خلاف عقربه های ساعت و بعد به حالت هجومی نگاهتون رو به مرکز دایره متمرکز کنید.سعی کنید دایره سیاه رو جذب کنید جوری که انگار شما در رنگ سیاه غرق میشید،تمام وسعت دید باید در رنگ مشکی  دایره محدود بشه.یعنی شما به هیچ چیز در اطراف دقت ندارید و به کل فراموش می کنید که اطرافتون چه وسایلی وجود داره. این موقعست که ابرهایی به رنگ های مختلف جلوی دید شمارو می گیره، شما فقط یه دایره ی مشکی و ابرهای رنگی در اطراف اون و می بینید. دفعات اولی که این تمرین رو انجام میدین ابرها حالت محو و بیشتر به رنگ سفید و سبز و زرد هستند اما به مرور زمان وضوح بیشتری پیدا می کنند و رنگ ها متنوع تر میشن : آبی ،  بنفش و...  حتی به خوبی حس می کنید که در حال چرخیدن و حرکت هستند.

در واقع رنگ هایی که در حال چرخیدنن اند (نه بقیه رنگ ها) متعلق به چاکرای پیشانی(چشم سوم) هستند  هرچقدر هاله ی شما بزرگتر باشه دیدنش برای شما راحت تر میشه...

(افرادی که چشماشون ضعیفه و از عینک استفاده می کنند حین این تمرین عینک نذارن و به اندازه ای فاصله بگیرن که بتونن مرز بین دایره و رنگ سفید رو تشخیص بدن.)

 

 


|+|
نوشته شده توسط ریحانه در دوشنبه چهارم آذر 1387 و ساعت 15:50